اولین گردش
در تاریخ 90/12/13 من و بابای محمد به همراه دوست بابا (عمو حسین ) و خانمشون ( خاله سارا ) به جاده ساحلی ، کنار رودخانه کارون رفتیم تا از هوای پاکی که اون روز داشتیم استفاده کنیم ، ولی اونقدر سرد بود که زود میوه و چایی مونو خوردیم و سریع رفتیم خونه عمو حسین .
اینم نمایی از رودخانه کارون...
قند عسلم اونقدر هوا سرد بود که مجبور شدیم اینجوری بپیچونیمت ...........
ولی فایده نداشت و گذاشتیمت توی آفتاب ...
زمانی که رفتیم خونه عمو حسین اینقدر خسته بودی که اینجوری تو بغلم خوابت برد گلکم...

الهی دورت بگردم که اینقدر نازی مامانی...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین گردش
